محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

254

مناقب مرتضوى ( فارسي )

استماع اين خبر به غايت خوشوقت شد و مخفى نماند كه امير از آن جهت معاويه را ابن آكلة الاكباد مىفرمود كه در جنگ احد مادرش هند ، جگر سيّد الشّهداء حمزه عمّ مصطفى را به اشتياق تمام تفحّص نموده ، خورده بود . » چنانچه ملا سعد الدّين تفتازانى از اين معنى خبر مىدهد . قطعه : داستان پسر هند مگر نشنيدى * كه ازو و سه تن او [ هم ] به پيمبر چه رسيد پدر او دُر دندان پيمبر بشكست * مادر او جگر عمّ پيمبر بمكيد بر چنين قوم تو لعنت نكنى شرمت باد * لعنة اللّه يزيد و على قوم يزيد منقبت : هم در شواهد النّبوّة مسطور است كه : « امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - در يكى از خطباى خود اشاره به قتل عام بغداد كرد . فرمود : گوييا مىبينم يكى از بنى العباس را مىكشند ؛ چنان كه شتر قربانى را و او قدرت ندارد كه آن بلا را از خود دفع كند . واى بر وى ! واى بر وى ! چه خوار شده است او در ميان قوم به سبب آنكه امر پروردگار خود را گذاشته ، روى به دنياى دون آورده ! بعد از آن هم در آن خطبه فرمود : اگر خواهم ، شما را خبر دهم از نام‌ها و كنيت‌ها و حيله‌ها و مواضع قتل ايشان . » منقبت : هم در شواهد النّبوّة مسطور است كه : « امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - روز حرب صفّين به آواز بلند گفت : يا ابا مسلمان ( يعنى ابو مسلم ) كجاست محمّد حنفيه ؟ گفت : وى در آخر صفوف است . فرمود : اى فرزند ، مراد من ابو مسلم خولاتى نيست ، مقصود من صاحب جيش است كه از جانب مشرق به رايت سياه پديد آيد و چندان محاربه كند كه حقّ تعالى به واسطهء او حقّ را به مركز خود قرار دهد . خوشا وقت آنان كه با وى موافقت كنند در اعلاى دين و در نگونسارى ظالمين جدّ و جهد نمايند . » مؤلف گويد : اعتقاد شيعهء اماميه آن است كه ابو مسلم اگرچه لعن و ناسزايى كه در عهد بنى اميّه نسبت به امير المؤمنين شايع بود برانداخت و بنى اميّه [ را ] 9613224 خ 0 12 خ نيست و نابود مطلق ساخت اما كوتاهى كرد ؛ چه در آن زمان امام محمّد باقر - رضوان اللّه عليه - امام و خليفهء بر حق بود ، ابو مسلم بعد از فتوحات ، ملك را حوالهء منصور دوانقى نمود .